شهوت ممکن است به طور مستقل از عشق رمانتیک برانگیخته شود. بدیهی است که شهوت میتواند همزمان با عشق هم وجود داشته باشد، گرچه در مورد بعضی عاشقان ارضای بی بند و بار و غیرمتعهدانه شهوت میتواند عشق رمانتیک همراه آن را از بین ببرد.
اغلب پژوهشها حاکی از آن است که شهوت صرف کمتر به سمت عشق رمانتیک پیشرفت میکند. بنا به گفتهٔ هلن فیشر مداربندی مغز در مورد شهوت لزوماً آتش عشق را روشن نمیکند. از طرف دیگر عشق رمانتیک، به خصوص پس از تولد فرزندان، میتواند به مرحله سومی پیشرفت کند: دلبستگی و تعلق. خصوصیتی که برای یک ازدواج پایدار لازم است. این دلبستگی عمیقتر که در عاشقان بالغ و دیرین شکوفا میشود، به طور شاخص پس از تولد یک فرزند به وجود میآید. با این حال مثالهای فراوانی وجود دارد که یک دلبستگی مادام العمر میان زوجی بدون فرزند به وجود آمده، درست همانطور که بسیاری از زوجهای صاحب فرزند هیچگاه به این مرحله دلبستگی عمیق مدام نمیرسند.
اما تمام حوادث شیمیایی و عصبی برانگیزاننده عشق، یک سئوال از نوع اول مرغ بود یا تخم مرغ را به میان میآورد: آیا عاشق شدن علت این تغییرات شیمیایی در مغز است یا معلول آن؟
در مورد این سئوال توضیحی وجود دارد که نخستین بار کنراد لورنتس کردارشناس حیوانات، برنده جایزه نوبل به آن پرداخت. وی در اردکها پدیدهای را مشاهده کرد که آن را نقش پذیری (به انگلیسی: imprinting) نام نهاد. لحظهای بحرانی برای آشیانه سازی یک پرنده وجود دارد، هنگامی که مغز و دستگاه عصبی مرکزی جوجه اردک آماده ایجاد پیوند میان او و مادرش است. در غیاب پرنده مادر جوجه با اولین حیوانی که دیدار میکند این پیوند را برقرار میکند. مکانیسم نقش پذیری برای بقا حیاتی است چرا که تصور بر این است که ارتباط با یک والد محافظت کننده بقا را تضمین میکند.
جان باولبای روانشناس از ایده لورنتس استفاده کرد و نظریه دلبستگی (به انگلیسی: attachment Theory) ارائه کرد. کودکی که نمیتواند با مادرش پیوند عاطفی پیدا کند، از شانس کمتری برای بقا برخوردار است. با توجه به شباهت میان یک کودک محروم از مادر و یک عاشق ناکام، دانشمندان این پدیده نقش پذیری را در مورد عشق افراد بزرگسال هم مطرح کردهاند. عاشق مانند کودکی دلبسته به مادر به چشمان معشوق خیره میشود و آه میکشد و اگر رابطه اش را با او از دست دهد مانند کودکی طرد شده، میگرید و به افسردگی دچار میشود و حتی ممکن است به خود صدمه بزند.
در صورت موفقیت در پیوند ابتدایی میان عاشقان دلبستگی درازمدت در چشمانداز قرار میگیرد. چنین واقعهای پس از آنکه عشق رمانتیک سیرش را طی کرد و اتحاد عاشق و معشوق فرزندانی را به بار آورد رخ میدهد. اما این مرحله جدید پیش بینی نشده و نامنتظر است چرا که به طور شاخص ۱۸ ماه تا ۳ سال پس از شروع عشق آبشارهای فنیل ایتلامین دوپامین و اکسی توسین در مغز فروکش میکنند و به قول دانشمندان علوم اعصاب ذخیره واسطههای عصبی تمام میشود.
ما را در سایت فیلسوف قهرمان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 153